تبليغاتX
گلبانگ - وزیر راه : آزادی کلمه قشنگی است اما نه برای مسائل اقتصادی
اقتصاد سیاسی

آقاي وزير اگر اجازه بدهيد از موضوعي شروع کنيم که سال‌ها وزارت راه درگير آن است. شما اخيرا اعلام کرده بوديد که بحث آزادراه تهران – شمال حل شده‌، اما بعدا باز هم مشکلاتي براي اين آزادراه ايجاد شد. الان وضعيت قطعي آزادراه تهران ـ شمال چگونه است؟

تا جايي که من در جريان ابعاد مختلف کار هستم. کار در حال پيگيري و پيشرفت است. عمليات اجرايي قطعه اول و آخر آزادراه الان در حال انجام است. پيمانکاران چيني مستقر هستند و کارهاي پيش‌اجرايي انجام شده. آنطور که به من گفته‌اند، آغاز سال جديد ميلادي تجهيز کارگاه را هم شروع خواهند کرد. طبق گفته مجري طرح تا پايان سال‌جاري ميلادي، تضمين‌‌هاي مالي مورد نياز را خواهند سپرد. البته آنطور که شما مي‌دانيد وقتي از آينده صحبت مي‌کنيم، ممکن است هر چيزي تحت‌تاثير عوامل مختلف تا حدودي تغيير کند. درخصوص اوراق مشارکتي که فروختيم من الان عدد و رقم آن را به خاطر ندارم ولي پولي را گذاشتيم براي آزادسازي و براي قطعه چهارم آزادراه که سهم دولت را بپردازيم که فکر مي‌کنم 20 ميليارد تومان است. در متمم بودجه 85 هم سهمي را براي آزادراه تهران – شمال قرار داده‌ايم. در بودجه سال آينده هم از لحاظ ريالي 40 ميليارد تومان براي همين منظور تصويب کرده‌ايم. از نظر ارزي مشکل نداريم. اگر فاينانس چيني‌ها محقق نشود دولت نظرش اين است که از محل حساب ذخيره ارزي به صورت وام پرداخت کند. اين پروژه قطعا بعد از بهره‌برداري درآمد خواهد داشت و اين پول‌هايي که داده مي‌شود، برمي‌گردد.

لذا راه‌هاي موازي مختلفي را براي فعال کردن اين پروژه در دست کار داريم، به هر حال اگر يکي از اينها اتفاق نيفتد بعدي انجام خواهد شد همان‌طور که تا 10 روز آينده پاکت‌هاي مناقصه قسمت دوم و سوم آزادراه هم گشوده مي‌شود. احداث تونل 6 کيلومتري مربوط به تخليه کندوان هم الان 5/3 کيلومتر انجام شده و بقيه آن در حال اجراست. من قبول دارم که اگر اين پروژه به عنوان کاري فعال قرار باشد انجام بشود، هم منابع ريالي زيادي مي‌خواهد هم منابع ارزي، اما اين پروژه متوقف نيست و از همه مهمتر اين است که امروز ديگر در مورد ساخت اين آزادراه در ميان مسوولان اتفاق‌نظر وجود دارد.

اتفاق‌نظر که قبلا هم بوده! آزادراه تهران – شمال در دوران وزارت قبلي و قبل از آن هم پروژه مهمي بوده؟

نه! ببينيد مثلا تا مدتي عده‌اي معتقد بودند که اين آزادراه باعث تخريب محيط‌زيست و حتي منطقه شمال خواهد شد، اما الان همه واقعا کمک مي‌کنند. حتي دادستان کل کشور هم تاکيد داشت که اين کار بايد زودتر انجام بشود.

آقاي وزير مشکل اصلي آزادراه تامين مالي است. با توجه به اينکه 50 درصد از سرمايه‌گذاري را بايد بنياد مستضعفان و جانبازان انجام بدهد، آيا اين سهم پرداخت شده؟

بله، بنياد تعهدات خودش را عمل کرده. حالا من عدد آن را دقيق نمي‌دانم، اما فکر مي‌کنم 37 ميليارد تومان بخشي از منابع ريالي مربوط به فاينانس چيني‌ها بود که بنياد واريز نکرد. مشکلي از نظر مالي نداريم.

پس با اين حساب کي شاهد افتتاح آزادراه تهران– چالوس خواهيم بود؟

در ارتباط با قطعه چهارم، بخشي از آن در سال آينده و بخشي هم در سال 87 به بهره‌برداري مي‌رسد. قسمت ابتداي آزادراه که چيني‌ها انجام مي‌دهند تا سه سال بعد از شروع کار بايد تکميل بشود. بخش دوم و سوم اما هنوز به پيمانکار داده نشده. اينها هم البته قابل برنامه‌ريزي هستند که ظرف چهار تا پنج سال انجام بشود. البته قسمت اوليه مسير به تنهايي قابل استفاده است و بسياري از مشکلات رفت و آمدي را برطرف مي‌کند.

بنابراين چون قطعه چهارم در حال انجام است مي‌شود گفت سه سال ديگر...

نه! قسمت اول سه سال ديگر، قسمت آخر چون دست خودمان است در سال 86 و 87 آماده مي‌شود و قسمت دوم و سوم هم هر وقت به پيمانکار داده شود، سه تا چهار سال بعد افتتاح مي‌شود.

آقاي وزير مسايل سياسي ايران چقدر در عملکرد چيني‌ها در آزادراه اثر گذاشته است؟

ببينيد من تحليلي از اين چيزها ندارم! متوجه هستيد؟ چيزي که من مي‌بينم همين واقعياتي است که اتفاق افتاده است و تحليل آن هم برعهده رسانه‌هاي گروهي است.

ما بدون اطلاعات که نمي‌توانيم تحليل کنيم؟

اطلاعات را از وزارت خارجه و وزارت اقتصاد بخواهيد من در محدوده راه و ترابري کار مي‌کنم.

شما تعهدي در قرارداد نگذاشتيد که در صورت تحريم ايران يا مسايل سياسي، چيني‌ها به کارشان ادامه بدهند؟

فعلا چاي بفرماييد. چايتان سرد شد. شايد سوال‌هاي ديگري به ذهنتان رسيد!

آقاي وزير يک مساله ديگر هم در مورد آزادراه وجود دارد که واگذاري زمين‌هاي حاشيه آزادراه تهران ـ شمال به بنياد است. بفرماييد اينها بر چه مبنايي واگذار شده و چقدر است؟

در حاشيه آزادراه چيزي واگذار نشده. زمين‌هايي در تهران يا چالوس واگذار شده. آن هم زمين‌هايي که بنياد با اجازه دولت مي‌تواند از آنها استفاده کند، تغيير کاربري بدهد يا بفروشد. صرفا توافق صورت گرفته و در هر مورد بايد بنياد طرح بياورد و دولت تصويب کند. اين زمين‌ها هم بخشي از آورده دولت به حساب مي‌آيد.

محاسبات براساس قيمت فعلي زمين‌هاست؟

بله، براساس قيمت فعلي محاسبه مي‌شود.

رقمش مشخص است که چقدر است؟

نه، هنوز! اصلا ممکن است بنياد اين زمين‌ها را نخواهد.

چايتان را ميل کرديد آقاي وزير، برگرديم به قرارداد با چيني‌‌ها که چه پيش‌بيني‌هايي شده در صورت بروز مشکلات سياسي براي ايران، قرارداد ادامه پيدا مي‌کند؟

مثل همه قراردادهاي ديگر ما اتفاقات خاص را در نظر گرفته‌ايم و شرکت‌هاي هر دو طرف تابع تصميمات دولت‌‌هايشان خواهند بود. چيز عجيب و غريبي قرار نيست از آن در بيايد.

نه منظور کار عجيب نيست، اما نزديک به سه سال است که عنوان مي‌شود چيني‌ها مي‌آيند يا نمي‌آيند و اينطور به نظر مي‌رسد که يا فشارهاي بين‌‌المللي وجود دارد يا مسايل داخلي که اجازه نمي‌دهد کار پيش برود؟ به هر حال آزادراه تهران ـ شمال 10 سال است که آغاز شده، اما پيشرفت کار در آن کمتر از 20 درصد بوده، خب علت چيست؟

همه اين مسايل باعث مي‌شود که فکر کنيم قرارداد سفت و سخت نداشته‌ايم و بايد موادي در قرارداد بياوريم که طرف خارجي يا حتي داخلي نتواند هر وقت اراده کرد، کار را رها کند.

اينها «فورس‌ماژور» است. معمولا چيزهاي خاص نمي‌گنجانند مگر چقدر است قرارداد؟ کل آن 250 ميليون دلار است!

ارزشش مهم نيست...

در مورد کار هم همين است. اگر ما منابع کافي را بتوانيم فراهم کنيم کار پيش مي‌رود. البته مي‌دانيد که ما منابع داريم. ما سالي 300 تا 400 کيلومتر راه‌آهن و سالي 1300 کيلومتر هم راه مي‌سازيم، اما آزادراه تهران ـ شمال در مقايسه با بقيه طرح‌ها هنوز براي ما اولويت ندارد. اگر لازم بود، صبر نمي‌کرديم که چيني‌ها پول بياورند، همين امروز شروع مي‌کرديم و با منابع داخلي کار را پيش مي‌برديم، اما نخواستيم از منابع داخلي خودمان استفاده کنيم.

بالاخره که تصويب شده از منابع داخلي هم استفاده بشود؟

بله، اما اولويت هم اول و دوم و سوم دارد. الان آزادراه ساوه – همدان از تهران – شمال براي ما بيشتر اولويت دارد. آزادراه خرم‌آباد هم اولويت بالاتري دارد. ببينيد ما در وزارت راه کار کم نداريم و منابع را هم با توجه به اولويت‌هايمان تقسيم مي‌کنيم. الان اگر بخواهيم مي‌توانيم سالانه دو هزار ميليارد تومان منابع سوق بدهيم به سمت آزادراه تهران – شمال اما اين کار را نمي‌کنيم سالي 40 تا 50 ميليارد تومان مي‌گذاريم. همانطور که براي راه‌آهن اصفهان– شيراز که به نظر ما اولويت‌دار بود منتظر چيني‌ها نمانديم از منابع خودمان شروع کرديم و در عرض يکسال 50 درصد هم کار پيشرفت کرده. اهميت پروژه به ما مي‌گويد که چگونه منابع مالي را برايش تامين کنيم.

الان آزادراه تهران ـ شمال اولويت چندم است براي وزارت راه و ترابري؟

من حساب نکردم يک و دو و سه... اما اين راه‌هايي که براي تهران ـ شمال در نظر گرفته‌ايم در حد توان ما و اولويت اين پروژه است. هم منابع داخلي صرف مي‌کنيم، هم سرمايه‌گذار داخلي که بنياد است استفاده مي‌کنيم، هم اوراق مشارکت فروختيم، در متمم بودجه و فاينانس خارجي هم ديده شده اين پروژه...

آقاي مهندس ببخشيد من جواب سوالم را نگرفتم!

...ولي آنقدر اولويت ندارد که من هزار ميليارد تومان کارهاي ديگرم را تعطيل کنم و بذارم در اين پروژه يا اينطور بگويم که کارهاي ديگري هنوز دارم که بايد انجام بشوند. من راه‌آهن غرب کشور را تعطيل نمي‌کنم که منابعش را بياورم در آزادراه تهران – شمال! چون هنوز اينقدر اولويت ندارد براي ما.

اولويت را چگونه تعريف مي‌کنيد آقاي مهندس؟

اولويت را در مرحله اول ترافيک معلوم مي‌کند.

يعني ترافيک تهران – شمال هنوز آنقدر نيست که جزو اولويت باشد؟

ترافيک تهران – شمال در 365 روز شايد در 330 روز روان است! از طرف ديگر جاده فيروزکوه را دو بانده کرديم، قزوين – رشت را در دست ساخت داريم، بهسازي جاده هراز را داريم. در دوره تعطيلات، ترافيک بيش از ظرفيت است، اما در همه دنيا همينطور است. هيچ‌کس راه را براي اوج رفت و آمد طراحي نمي‌کند بلکه شبکه را براي ميانگين رفت و آمد طراحي مي‌کند. در مواقع اوج هم ترافيک است و معطلي دارد! مثلا گسترش شبکه تهران – کرج هم حتي به نظر من اولويت بيشتري دارد.

آقاي وزير من خاطرم هست زماني که اين پروژه کلنگ زده شد جزو پروژه‌هاي اولويت‌دار تعريف شد، آيا اولويت‌ها از يک دولت به دولت ديگر تغيير مي‌کند؟

نه، ببينيد ما طرح‌هايي داريم که مطالعاتش هم انجام شده، اما دست نزده‌ايم به آنها. اولويت‌ دارد يعني مي‌خواهيم انجام بدهيم، اما بين کارهايي که داريم، اين را هم پيش مي‌بريم ولي اگر اولويت نداشت شروع نمي‌شد. مسير تهران – شمال سخت است!

خب، ببينيد مساله همين است. پروژه اولويت‌داري که 10 سال قبل کلنگ خورده قاعدتا الان با افزايش ترافيک بايد اولويت بيشتري داشته باشد. علت اولويت نداشتنش اين نيست که توان فني – مهندسي نداريم يا چون پروژه ديربازده است و تا قبل از پايان کار دولت ممکن است افتتاح شود، انگيزه وجود ندارد.

نه، هيچ‌کدام اين دو نيست. مطمئنا ما پروژه‌هايي را تسريع مي‌کنيم که مشکل بيشتر است. همين الان 12 هزار کيلومتر شبکه بزرگراهي و آزادراهي نياز داريم، اما آيا منابع براي ساخت همه را داريم؟ خير نداريم. پس مجبوريم با اولويت‌بندي کار را جلو ببريم.

اگر اجازه بدهيد به بحث حمل‌ونقل هوايي بپردازيم.

بفرماييد! (با خنده) نمي‌دانم تيتري، چيز دندان‌گيري پيدا کرديد يا خير؟

بله، ممنون از توضيحات شما! آقاي وزير به نظر مي‌رسد در حال حاضر وزارت راه و ترابري، شرکت‌هاي هواپيمايي و ساير دست‌اندرکاران با آزادسازي قيمت سوخت و در کنار آن بليت هواپيما موافق هستند، چيزي که عنوان شده اين است که شخص آقاي رئيس‌جمهوري با اين اقدام مخالف هستند، شما بفرماييد نظر وزارت راه در اين مورد چيست؟ و آيا تاييد مي‌فرماييد که رئيس‌جمهوري مخالف آزادسازي قيمت بليت است؟

در مورد مسايل اقتصادي خود من هم اگر اظهارنظر بکنم حرف‌هاي دست دوم خواهد بود. حرف‌هاي دست اول را بايد وزارت اقتصاد و سازمان مديريت و احتمالا بانک مرکزي بزنند. لذا حرف‌هايي که در مجموعه وزارت راه و ترابري در مورد مسايل اقتصادي عنوان مي‌شود را خيلي جدي تلقي نکنيد. ما بايد در مورد مسايل حمل‌ونقل حرف بزنيم، اما مسايل مربوط به قيمت‌گذاري، مکانيسم يارانه‌ها و نقدينگي بايد از سوي دستگا‌ه‌هاي اقتصادي عنوان شود. لذا اگر خواستيد مسايل دقيق را در اين زمينه بدانيد حتما با مسوولان اقتصادي صحبت کنيد.

اما آقاي وزير اين شرکت‌هاي هواپيمايي بالاخره شرکت‌هاي اقتصادي هستند نمي‌توانند بدون دانش اقتصادي کارشان را انجام بدهند. حتي وزارت راه و ترابري هم بايد همينگونه باشد.

بله، اما آرزوهايمان را مي‌گوييم. اين آرزوهاست که يک بنگاه هوايي دارد. در مورد خانه و زندگي‌مان هم همينطور است دلمان مي‌خواهد حقوقمان زياد و خرجمان کم باشد، اما اينکه روش کار چگونه باشد مهم است. براي همين است که تا به عوام بگوييد پام درد مي‌کند هر کس يک فرمول مي‌دهد يکي مي‌گويد مادربزرگ من پاش درد مي‌کرد فلان لجن را از فلان رودخانه ماليده به پاش و خوب شده. هيچ‌کس نمي‌گويد من نمي‌دانم اما کسي که بايد در اين مورد حرف بزند متخصص است.

حرفي که شما مي‌زنيد کاملا متين است، اما سازمان مديريت يکي از بندهايي که اخيرا براي اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي الزام‌آور دانسته، اصلاح سيستم قيمت‌گذاري است که حمل‌ونقل هوايي هم جزو آن است! بنابراين دستگاه صاحبنظر به قول شما تاييد مي‌کند آزادسازي را، اما از طرف ديگر واقعا نقش وزارت راه در مورد قيمت بليت هواپيما مثل عوامي که بگويد «لجن به پا بمال» نيست آقاي وزير!

در مسايل اقتصادي چرا! همانطور که اگر کسي در مورد حمل‌ونقل حرف بزند من فکر مي‌کنم عوام است و فقط وزارت راه و ترابري صاحبنظر است.

وزارت راه اتفاقا اصلا با اقتصاد بيگانه نيست!

هست! وظيفه ما حمل ونقل است.

آقاي وزير شما اين شرکت‌هاي تحت پوشش خودتان را بنگاه اقتصادي مي‌دانيد يا خير؟

بله! هر خانواده هم يک بنگاه اقتصادي است، اما نبايد در مورد مسايل اقتصادي راه‌حل بدهد. اصلا نمي‌تواند بدهد. ما راجع به يارانه، تورم، پول و اينها نمي‌توانيم نظر بدهيم.

اما مي‌توانيد که مشکلات اقتصادي بخش خودتان را بگوييد که؟

ببينيد هميشه مشکل «سر هم آوردن» هزينه و درآمد مشکل اساسي بشر بوده. من فکر مي‌کنم آدم و حوا هم که در بهشت زندگي مي‌کردند همين مشکل را داشته‌اند.

اينکه جواب سوال من نشد آقاي وزير! بنگاه‌هاي اقتصادي اگر نتوانند براي هزينه – فايده خودشان راه‌حل داشته باشند بايد به يکباره حذف بشوند!

شما حرف من را تاييد کرديد. من گفتم هر کس آزاد است راه‌حل بدهد، اما يک خانواده که نمي‌تواند راه‌حل براي اقتصاد کشور بدهد.

اما سرپرست خانواده براي اداره خانواده بايد راه‌حل داشته باشد؟ نقش وزارت راه سرپرست خانواده است در بخش حمل‌ونقل هوايي؟

بله صددرصد. سرپرست خانواده هميشه تلاش مي‌کند که هزينه‌هايش را کم و درآمدهايش را زياد بکند.

اجازه بدهيد سوال را عوض کنيم! نظر وزارت راه و ترابري در مورد آزادسازي قيمت بليت هواپيما چيست؟

همين که گفتم! من در مورد اينکه شرکت‌هاي هواپيمايي بايد دخل و خرج‌شان با هم بخواند حرفي ندارم، مي‌گن «بر آن بر بنده بايد گريست که دخلش بود 19 و خرج 20.» فرمول کلي اين است، اما اينکه چه کار بکند را من نمي‌دانم.

يعني به حال شرکت‌هاي هوايي بايد گريه کرد؟

نه الحمد‌الله وضعيت اقتصادي کشور ما هر سال بهتر از سال قبل است. اقتصاد ما سالي پنج تا شش درصد رشد دارد و اين رشد خيلي مفهوم دارد. مملکت در هر بعدي دارد توسعه مي‌يابد، در زمينه حمل و نقل هوايي 16 درصد رشد داشته‌ايم. بر اين آدم که نبايد گريست!

اين افزايش ارزشي است؟

نه! تعداد افراد جابه‌جا شده است، ما خواهان رشد بيشتر هستيم.

آقاي وزير سوال مشخص ما اين است که نظر وزير راه و ترابري به گفته خود شما به عنوان دومين سياستگذار و در اين حوزه در مورد آزادسازي قيمت بليت هواپيما چيست؟

باز هم تکرار مي‌کنم که فرمول‌هاي مربوط به قيمت، يارانه، نسبت هزينه و فايده آن را بايد تصميم‌گيران اقتصادي در يک مدل هماهنگ و منسجم ارائه کنند. واقعا نمي‌خواهم حرفي بزنم که غيرفني باشد. فکر نکنيد مي‌خواهم از جواب صريح طفره بروم. بنزين و گازوئيل از آب ارزان‌تر است. در کشور ما اگر قرار باشد بليت تکان بخورد بايد همه اينها تغيير کند و من نمي‌خواهم در مورد يک جزء آن حرف بزنم. مثل اين است که شما بپرسي نظر شرکت‌هاي هوايي ايران در مورد آب و هوا چيست؟

من تعجب مي‌کنم! آقاي وزير اين سوال اصلا اينقدر که شما مي‌گوييد پرت نيست! شما مدير سياستگذار حمل و نقل کشور هستيد، غيرممکن است که در مورد مهمترين مساله حمل و نقل هوايي کشور نظر نداشته باشيد، شما به عنوان وزارت راه به دولت درخواست داده‌ايد که سيستم قيمت‌گذاري بليت هواپيما اصلاح شود؟

بله! ما جزئي از دولت هستيم. دولت ابعاد مختلف دارد. همانطور که وزراي ديگر از من انتظار دارند که متولي حمل و نقل باشم و آن را ارتقا بدهم. من هم از آنها انتظار دارم.

بنابراين درخواست وزارت راه، آزادسازي قيمت بليت هواپيما بوده است؟

ببينيد، آزادي البته کلمه قشنگي است! ولي در مورد نرخ و مسائل اقتصادي خطرناک است، مثل اينکه آزادي براي کسي که مرض قند دارد خوب نيست!

براي حمل و نقل هوايي خوب است؟

گفتم من متخصص نيستم. بريد از دکترش بپرسيد!

دکترش که گفته خوب است! گزارش رسمي سازمان مديريت اشاره کرده که خوب است!

سازمان مديريت اگر گفته خوب است، پس خوب است! از متخصص بپرسيد. من متاسفم که رسانه‌ها معمولا از کساني سوال مي‌کنند که متخصص آن رشته نيستند، البته عيب نيست که هرکسي بخواهد هزينه‌هايش را کاهش و درآمدهايش را افزايش بدهد. من در مورد زندگي خودم هم اينگونه هستم.

وزارت راه خرج و دخلش باهم هماهنگ است يا خير؟ شرکت‌هاي هواپيمايي مثل هما خرج و دخلشان باهم مي‌خواند؟

وقتي دارند کار انجام مي‌دهند و توسعه عمليات هم داشته، نشان مي‌دهد که کارش دارد انجام مي‌شود ديگر!

البته اگر بدهي‌هاي هما را به عنوان مثال ناديده بگيريم...

خب توان ايجاد بدهي دارد! اين خيلي مهم است!

با اعتبار دولت بله! هما به اتکاي جيب دولت بدهي ايجاد مي‌کند با اتکا به پول نفت؟

نه، اينطور نيست. هما يک بنگاه اقتصادي است و حساب و کتابش از دولت جداست.

چطور جداست؟ هما به عنوان شرکت تابعه وزارت راه از شما به عنوان وزير راه نمي‌خواهد در مورد وضعيت اقتصادي حمل و نقل هوايي فکري بکنيد؟

شما کسي را مي‌شناسيد که بگويد همه چيز خوب است و هيچ گله‌اي نداشته باشد از دخل و خرجش؟

بله! امارات ايرلاين!

امارات ايرلاين بعيد است. هر روز التماس ما مي‌کند که خط بيشتري بگيرد.

خب بله، براي اينکه درآمد بيشتري کسب کند!

نه، ببينيد شما هيچ‌کس را در دنيا پيدا نمي‌کنيد که بگويد درآمد من کافي و خوب است مگر اينکه آدم قانعي باشد حالا نمي‌خواهم الان وارد مسائل عرفاني بشوم، اما طبيعي است انسان دنبال بهتر شدن است.

آقاي مهندس يک بحثي در مورد چند نرخي شدن بليت هواپيما مطرح بود، در سازمان هواپيمايي کشوري که شما هم در موردش اظهارنظر کرده بوديد...

آها! اون هم يکي از مکانيسم‌هاي اقتصادي است که اگر اقتصاددان‌ها تجويز کنند، مفيد است.

تا کجا پيش رفته؟

اون هم يک نوع اقتصاد است.

مي‌دانم يک نوع اقتصاد است تا کجا پيش رفته؟ به دولت رسيده؟

شما باز هم داريد نظر يک غيرکارشناس را در مورد يک موضوع تخصصي مي‌پرسيد!

غيرکارشناس که نمي‌تواند طرح بنويسد، در مورد چند نرخي شدن بليت هواپيما؟

نه! نشد!

آقاي مهندس غيرکارشناس که نمي‌تواند وزير باشد؟

در مورد حمل و نقل من کارشناس هستم.

آقاي رحمتي حداقل توقع از وزير راه و ترابري اين است که در حد معقولي اقتصاد بداند!

اين است که راجع به همه چيز بداند؟

من که در مورد بهداشت مملکت از شما سوال نپرسيدم؟

کم‌کم سوال مي‌کنيد، تکرار مي‌کنم در مورد اقتصاد حمل و نقل بايد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اظهارنظر بکند.

سازمان مديريت بدون مشورت وزارت راه اصلا مي‌تواند در اين مورد تصميم بگيرد؟

قطعا! قطعا بدون مشورت ما بايد تصميم بگيرد. اين خيلي ساده است که...

اصلا ساده نيست آقاي وزير که شما در مورد مهمترين مساله حمل و نقل هوايي کشور بي‌نظر باشيد؟

اگر حمل و نقل مشکل اقتصادي داشته باشد، اين مشکل، مساله سازمان مديريت است. سازمان مديريت بايد کشور را اداره کند.

ولي شما به عنوان وزير راه و ترابري بايد پاسخگوي عملکرد حمل و نقل هوايي باشيد؟

چرا! من پاسخگوي داده‌هاي خودم هستم نه نداده‌ها! در مقابل داده‌ها بايد جوابگو باشم! گاهي سوالات نامربوطي از من مي‌شود که چرا فلان پروژه ساخته نشده؟ پروژه‌اي که اعتبارش تامين نشده، خب ساخته هم نمي‌شود.

آقاي رحمتي، مهم اين است که وزارت راه و ترابري آنقدر قدرت چانه‌زني داشته باشد که پول بگيرد يا فلان سياست اشتباه را اصلاح بکند!

نخير من قائل به سياست چانه‌زني نيستم. من معتقدم مسائل در حد کارشناسي بايد مطرح شود و دستگاه‌هاي اقتصادي که منابع را تقسيم مي‌کنند بيشتر از من علاقه‌مند و منصف هستند...

اما از شما کمتر در اين حوزه مطلع هستند.

اطلاعات را خواهم داد. اطلاعات از چانه‌زني جداست؟

اگر قرار باشد در مورد حمل و نقل هوايي و اصلاح وضعيت آن اطلاعات بدهيد، چه اطلاعاتي مي‌دهيد؟

در مورد حمل و نقل هوايي... ترازنامه شرکت‌هاي حمل و نقل هوايي روي ميز آقايون است! چون من، رئيس سازمان مديريت و وزير اقتصاد سه‌تايي باهم عضو هيات‌مديره هما هستيم!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 18:27  توسط منصور بیطرف  |