تبليغاتX
گلبانگ - چرا عبده رفت ؟
اقتصاد سیاسی
بالاخره دکتر حسین عبده تبریزی دبیر کل سازمان بورس اوراق بهادار تهران پس از ۳ سال و ۵ ماه و ۲۳ روز از این سازمان رفت و سمت خود را به دیگری واگذاشت . او روز پنجشنبه ۲۶ ابانماه استعفا داد و این استعفا بر خلاف استعفای شهریورماه اش سریعا مقبول افتاد . ورود عبده تبریزی به بورس و خروج از آن با چالش و تنش های فراوانی همراه بود . زمانی که او وارد بورس شد ، قیمت سهام به علت کمبود عرضه سهام از سوی سازمان خصوصی سازی به شدت افزایش یافت و به اصطلاح قیمت ها " حباب گونه " - اصطلاحی که خود او باب کرد - شد . درگیریها و چالش هایی که در ان دوران میان عبده و رییس سازمان حصوصی سازی ، یعنی میر مطهری که قبل از عبده دبیرکل سازمان بورس اوراق بهادار تهران بود ، بوجود آمد را همه به یاد دارند . چالشی که در نهایت با رفتن میر مطهری از سازمان خصوصی سازی در اوایل سال ۱۳۸۳ و آمدن پوری حسینی فروکش کرد  و بورس هم توانست خود را تعدیل کند . عبده معتقد بود "پایان سال ۸۳ بر حلاف نظر برخی از کارشناسان بورس که می گفتند بحران کاهش قیمت ها از آن موقع شروع شد ، بورس یک soft landing مناسب انجام داد . چیزی که بازار نیاز داشت ."

اما این soft landing بر خلاف انتظار عبده در موقع توقف کامل با آتش گرفتن موتور بورس همراه شد و تنشی که بازار سرمایه انتظار آن را می کشید رخ داد . " جریان های انتخاباتی" و "ماجرای پرونده هسته ای ایران " را می توان دو عاملی دانست که بازار بورس را به تنش کشیدند . عواملی که از  کنترل عبده خارج بودند و علیرغم مصوبات و  تضمین دادن های گوناگون از سوی بورس و وزیر امور اقتصادی ،" رفتار گله ای" (herd behavior ) در بورس شکل گرفت و شاخص کل را بیش از ۲۵۰۰ واحد و ارزش بازار را بیش از ۶ میلیارد دلار کاهش داد .

اکنون در برابر دبیر کل جدید جدا از تنش پرونده هسته ای ، دو چالش در سطح بالا قرار دارد . ۱- آینده اقتصاد ایران . آینده اقتصاد ایران در حال حاضر برای بازار سرمایه و سهامداران معلوم نیست . با آنکه گفته می شود که سند چشم انداز ۲۰ ساله  و قانون برنامه چهارم سیاست اقتصادی ایران را تبیین کرده است اما این گفته ها باید با عمل سیاستگذاران همخوانی داشته باشد . عدم همخوانی این دو باعث بی اعتمادی بازار سرمایه و فرار آن شده است . فراری که سبب بروز هشدارهای گوناگون از سوی آیت الله هاشمی شاهرودی شد.۲ - بی اعتمادی به آینده اقتصاد ایران ، نگاه منفی بازار سرمایه را بدنبال داشته است . این نگاه منفی هر روز با سخنان جدیدتر ، تعمیق میابد . برخوردی که با مدیران بانکها شد و سخنانی که نسبت به توزیع تسهیلات بانکی و پایین آوردن نرخ سود سپرده ها می شود در  عمیق تر شدن این نگاهها موثر است .

با توجه به این چالش ها به نظر می اید که دبیرکل جدید روزهای سختی را در پیش دارد . زیرا این چالش ها ، چالش هایی نیستند که شخص دبیر کل به تنهایی از عهده آنها براید و نیازمند یک همخوانی و هماهنگی ذر سطح کلان تر است . همخوانی و هماهنگی که تابحال امکان بروز نیافته و نیاز به شکل گیری سریعتر دارد .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 15:50  توسط منصور بیطرف  |