اما این soft landing بر خلاف انتظار عبده در موقع توقف کامل با آتش گرفتن موتور بورس همراه شد و تنشی که بازار سرمایه انتظار آن را می کشید رخ داد . " جریان های انتخاباتی" و "ماجرای پرونده هسته ای ایران " را می توان دو عاملی دانست که بازار بورس را به تنش کشیدند . عواملی که از کنترل عبده خارج بودند و علیرغم مصوبات و تضمین دادن های گوناگون از سوی بورس و وزیر امور اقتصادی ،" رفتار گله ای" (herd behavior ) در بورس شکل گرفت و شاخص کل را بیش از ۲۵۰۰ واحد و ارزش بازار را بیش از ۶ میلیارد دلار کاهش داد .
اکنون در برابر دبیر کل جدید جدا از تنش پرونده هسته ای ، دو چالش در سطح بالا قرار دارد . ۱- آینده اقتصاد ایران . آینده اقتصاد ایران در حال حاضر برای بازار سرمایه و سهامداران معلوم نیست . با آنکه گفته می شود که سند چشم انداز ۲۰ ساله و قانون برنامه چهارم سیاست اقتصادی ایران را تبیین کرده است اما این گفته ها باید با عمل سیاستگذاران همخوانی داشته باشد . عدم همخوانی این دو باعث بی اعتمادی بازار سرمایه و فرار آن شده است . فراری که سبب بروز هشدارهای گوناگون از سوی آیت الله هاشمی شاهرودی شد.۲ - بی اعتمادی به آینده اقتصاد ایران ، نگاه منفی بازار سرمایه را بدنبال داشته است . این نگاه منفی هر روز با سخنان جدیدتر ، تعمیق میابد . برخوردی که با مدیران بانکها شد و سخنانی که نسبت به توزیع تسهیلات بانکی و پایین آوردن نرخ سود سپرده ها می شود در عمیق تر شدن این نگاهها موثر است .
با توجه به این چالش ها به نظر می اید که دبیرکل جدید روزهای سختی را در پیش دارد . زیرا این چالش ها ، چالش هایی نیستند که شخص دبیر کل به تنهایی از عهده آنها براید و نیازمند یک همخوانی و هماهنگی ذر سطح کلان تر است . همخوانی و هماهنگی که تابحال امکان بروز نیافته و نیاز به شکل گیری سریعتر دارد .