يكي از معايب تعطيلي روزنامه را مي توان تاخير در كسب اخبار و جريان هاي خبري دانست كه شايد هرچند به طور مستقيم با جريان هاي اصلي خبري مرتبط نباشد اما به گونه اي با روزهاي روزنامه نگاري و خبرنگاري عجين است . يكي از اين خبرها را كه با فاصله يك روزه از آن مطلع شدم رفتن يا به عبارت واقعي تر كنار گذاشتن " محمد كردبچه" مرد بودجه ريز ايران از سازمان مدیریت و برنامه ریزی است .
كمتر كسي است كه با حوزه سازمان مديريت و برنامه ريزي كار داشته باشد اما " محمد كردبچه" را نشناسد . او كه پيش و به ويژه پس از انقلاب محور بودجه ريزي كشور بود ، با علاقه عجيبي كار مي كرد . به جرات مي توانم بگويم كه كمتر كسي را ديده ام كه اين چنين به كار علاقه مند باشد . علاقه مندي او با كار انچنان بود كه انگار روح او با كارش يكي است . بر همين اساس بود كه او را هر وقت و در هر ساعت مي توانستي در سازمان بيابي. يك بار براي امتحان ساعت ۱۱ شب به تلفن همراه اش زنگ زدم گوشي را برداشت و گفت كه شماره سازمان را بگيرم . براي او روزجمعه با روزكاري فرق نداشت . ساعت ۵ يا ۶ صبح وارد سازمان مي شد و ساعت ۱۲-۱۱ شب از سازمان مي رفت . هر وقت كه او را مي ديدم ياد سخن هگل مي افتادم كه " هر وقت ايمان و اعتقاد به استراحتگاهي آشنا مي رسد ، كيفور مي شود ." واقعا او با سازمان كيفور بود . چون سازمان براي او استراحتگاهي اشنا بود . اين عشق و علاقه به كار سبب شده بود كه حضور ذهن قوي در زمينه اعداد و ارقام بودجه داشته باشد . در هر ساعت و زمان مي توانست نه فقط اعداد و ارقام و رديف بودجه سال جاري بلكه بودجه سال هاي گدشته را هم بگويد و علت تفاوت ارقامش را هم بيان كند . به همين خاطر در زمان تحليل و يا گزارش بودجه توسط رييسان سازمان ( البته به جز يك رييس آن هم دكتر نجفي )يك پاي ثابت آنها بود .
اما واقعا چه ضرورتي براي كنار گذاشتن كردبچه و يا ديگر نخبگان كشور كه اتفاقا همين چندي پيش براي اساتيد دانشگاه روي داد ، وجود دارد ؟ ايا فكر شده است كه دولت و نظام چه زياني از اين كار مي بينند؟آيا فكر كرده شده است كه كشور براي تربيت و پرورش اين افراد چه هزينه اي را متقبل شده است ؟ واقعا در كدام كشور مي توانيم دولتي را بيابيم كه با دست خود نخبگان كشور را كه هر كدام از انها مي توانند سرمايه كلاني براي كشور باشند به كنار بگذارد ؟
واقعيت آن است كه دولتمردي به آن است كه بتوان از سرمايه موجود حداكثر بهره برداري را كرد ، اما به نظر مي ايد كه دولتمردان ما نه فقط از اين سرمايه ها حداقل بهره برداري را نمي كنند بلكه به راحتي گذر ابرهاي بهاري از آن هم چشم پوشي مي كنند .