استفاده و بهرهگيري از «زمان مناسب» دو خصيصه ميخواهد؛ هوشمندي و اعتماد به نفس. اين دو خصيصه بارز از ويژگيهاي يك مدير موفق است كه با اتكا به آن دو، سياست و قدرت خود را پيش ميبرد و اندازه هوشمندي و اعتماد به نفس يك دولتمرد در برخورد با چالشهاي زمانه نشان داده ميشود. اينكه بتوان در يك مقطع زماني مناسب رفتار و پاسخ در خور شاني را داد از سنجشهاي «هوشمندي» و پا فشاري بر يك موضع و پيش بردن يك سياست به اميد دستيابي به پيروزي از شاخصههاي «اعتماد به نفس» است.
به نظر ميآيد مقامات و سياستگذاران اقتصادي ما نتوانستهاند در برخي اوقات از اين دو خصيصه در زمان خودش استفاده كنند كه نتيجه آن چيزي نبود جز از دست دادن زمان و پرداخت هزينه اضافي كه اين را ميتوان از تجربه تاريخي ايران به دست آورد كه تا فشار بيروني و دروني نباشد مقامات سيستم اقتصادي- سياسي كشور حاضر نيستند ريسك برخي از تصميمات را- هر چند نفع هم داشته باشد- بپذيرند. از اين رو اين مقامات قيد اين تصميمات را ميزنند و ميگذراند تا زمان نامناسب آن را با هزينه زياد، حل كند.
نمونه اين تصميمات را ميتوان براي مثال در سرمايهگذاري شركتهاي نفتي خارجي در صنايع نفت و گاز كشور ديد كه زماني ايران تصميم به پذيرش آنها گرفت كه تقريبا تمام راهها بسته شده بود و مقامات نفتي كشور چارهاي جز اين براي خود باقي نگذاشتهاند كه با هزينه بالا توسعه صنايع نفت و گاز كشور را به شركتهاي خارجي واگذار كنند.
موضوع ديگري را كه ميتوان در زمره فرصتسوزيهايي از اين دست قرار داد به مساله سهميهبندي بنزين بازميگردد.
موضوع واقعيكردن قيمت بنزين كه ضرورت آن از نيمه دوم دهه 1370 حس شده بود و حتي مقامات چند بار تصميم به اجراي آن گرفتند اما زماني اين مهم اجرايي گشت كه احساس شد در چالشهاي هستهاي واردات بنزين محدود يا انجام نشود. اقدام اخير در خصوص صدور مجوز تاسيس شعب بانكهاي خارجي را هم ميتوان در آن قالب گنجاند چراكه به نظر ميآيد در خصوص تاسيس شعب بانكها خارجي، تحريمهاي بانكي نقش مهمي را در صدور مجوز بازي كرده باشند در حالي كه ضرورت تاسيس آن لااقل از برنامه سوم توسعه حس ميشد.
تاخير هفت ساله در صدور اين مجوزها يا تاخيرهاي ديگر را چرا بايد زمان نامناسب و فشارهاي بيروني حل كند نه «عقلانيت» سيستم؟ به هر حال با وجود اين تاخير تاسيس شعب بانك خارجي را به فال نيك ميگيريم و اميدواريم كه چالش تحريمهاي بانكي با اين مجوزها حل شود و... ضرورتهاي ديگر را هم «فشارها» حل نكند بلكه از «هوشمندي» و استفاده از «زمان مناسب» بهرهگيري تا «طلسم»ها را «عقلانيت» بشكند نه «فشارها».