مايكل پولسكي، آمريكايي اوكراينيتبار، جزو 50 اول پولدار آمريكا به حساب ميآيد.
او در سال 1976 در حالي وارد آمريكا شد كه فقط 500 دلار در جيب داشت اما او اكنون صاحب دو شركت بزرگ انرژي در آمريكاست كه يكي از آنها به نام «اينو انرژي» از جمله شركتهاي مطرح جهاني در توليد برق از انرژي باد است.
گفته ميشود كه ثروت پولسكي در حال حاضر بالغ بر دو ميليارد دلار است.
اينكه فردي به نام پولسكي چگونه ميتواند طي 30 سال ثروت و دارايي خود را از 500 دلار به دو ميليارد دلار برساند قبل از هرچيز به نوع رفتار و سياستهايي برميگردد كه در عرصه «اقتصاد آزاد» در جريان است؛ عرصهاي كه در آن بازيگراني قادر به ايفاي نقش خواهند بود كه هم قواعد بازي را بشناسند و هم قابليتهاي فراوان داشته باشند.
واقعيت آن است كه ماحصل توليد اقتصادي هر كشوري از فعاليتهاي آزاد افراد نشات ميگيرد، به همين خاطر سياستگذاران اقتصادي- سياسي كشورهايي با «اقتصاد آزاد» در راستاي سياستگذاري خود سعي ميكنند اين فعاليتها را در چارچوبي تبيين و تقنين كنند كه نه فقط به فعاليت آزاد افراد و نيز جامعه خدشهاي وارد نشود بلكه به آنهايي هم كه ميتوانند از فرصتها در چارچوب تعريف شده بهرهبرداري كنند، «فرصت» داده شود.
با استفاده از همين فرصتهاي داده شده است كه قابليت و استعداد افراد شناسايي و در مسير مناسب خود قرار ميگيرد؛ قابليتهايي كه بالنده ميشوند و ارتقا مييابد.
بنابراين رفتار اقتصادي كه در اين نوع «جامعه تعريف شده» شكل ميگيرد كاملا متاثر از سياستگذاريها است چراكه اين سياستگذاريهاست كه قالب اقتصاد سياسي افراد را ميريزد. به همين خاطر سعي ميشود سياستگذاري بهينه بهگونهاي تعبيه شود كه كارآفرينان از هر نژاد و قومي بتوانند مدارج ترقي را طي كنند تا به صدر جامعه برسند، به طور حتم در اين نوع سياستگذاري مسيري باز ميشود كه كارآفرينان جهان براي رفتن به اين نوع جامعه در آن به رقابت ميپردازند. در اين رقابت نفعي كه «كشور هدف» ميبرد بسيار بيشتر از خود فرد است چراكه اين فرد بايد تمام قابليتهايش را در طبق اخلاص بگذارد و به آن كشور تقديم كند اما آن كشور حداكثر نصف ارزش قابليتهاي مادي شده فرد را به وي پس ميدهد.
اما در اين ميان چه بخواهيم و چه نخواهيم «برنده»، همين كشورها هستند؛ كشورهايي كه مسير جذب كارآفريني را بازميگذراند و رقابت را در آن به حد اعلي ميرسانند و «بازنده» كشورهايي هستند كه نه فقط مسير رقابت را در درون خود ميبندند بلكه همان كارآفريناني را هم كه وجود دارند، بيانگيزه ميكنند.